هلیا جانهلیا جان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

پرنسس کوچولو(هلیا جان)

نه هفتگی نینی جون

سلام جوجوی مامانی خوبی؟دیگه رفتی تو ماه سوم این هفته دست و پاهات با گوشات رشد میکنن که الهی من فدا تک تک سلولای بدنت بشم منو بابایی تازه از برگشتیم کلی بهمون خوش گذشت در اصل سه نفری رفتیم هااا   خیلی خیلی دوست دارم امیدوارم سالم و تپل بیایی تو بغلم عشقم     ...
12 بهمن 1391

هفته شانزدهم

سلام عشق مامانی خوبی زندگیم؟ تورو خدا منو ببخش که چند هفته نتونستم بیام برات چیزی بنویسم اخه خیلی درگیر امتحانامم ولی یک خبر خوب دارم این که دیروز 27 دی ماه ساعت 1:27 مامانی اولین تکون خوردنتو احساس کردم خیلی حس قشنگی بود سریع هم زنگ زدم بابایی بهش گفتم شادششش کردمم  .چند روز پیش هم رفتم دکتر. برام صدای قلب نازتو گزاشت مه الهی قربون اون تالاپ تولوپش خیلی دلم میخواد زودتر بغلت کنم تو بغلم تکون بخوری آخ الهی مامان فدات بشه که داشنت به همه ی خوشی های دنیا میارزه   .کم کم باید بریم لوازماتو بخریم  همه چیزتو عالی میخرم راستی دل مامانی هم حسابی قلمبه کردی بابایی بهم میگه قمبل من. حسابی هم گشنم میشه و میخورم م...
29 دی 1391

یازده هفتگی نی نی جونم

سلام عشق مامانی خیلی خوشحالم که یه هفته بزرگتر شدی .امروز با دیدین خط تیره ی روی شکمم کلی ذوق کردم اخه همشون نشونه ی وجود تو هست.چندروز پیش رفتم دکتر گفت همه چیز خوب و مرتبه با بابایی رفتیم لباس برا نینی توراهیمون نگاه کردیم همشون گرون بودن ولی بابایی گفت لیاقت بچه ی من بهتر ازیناست تصمیم گرفتیم از دوماه دیگه خریداتو شرو کنیم اخه خیلی دوس دارم که زودتر اتاقتو بچینم ای خدااااااااااا شکرت که من سال دیگه چهره ی ماه بچمو میبینم دعا کن نینی بقیه خاله هام زودتر بیان .الان نینی خاله هما سوگند اریسا نازی تو دلشونه نینی خاله درسا و حسنا و نفس هم صدا کن زودتر بیان دیگه ...
23 آذر 1391

دل نوشت

سلام نینی کوچولوم ما مان و بابایی سال ١٣٨٧/٥/٦ با هم اشنا شدن.در تاریخ١٣٨٨/٥/٨ با همدیگه عقد کردن و در تاریخ ١٣٨٩/٥/٢٣ با هم عروسی کردن و پاییز سال 1391 تصمیم دارن نینی دار بشن انشالله زود میایی تو دل مامانی فرقم نمیکنه دخملی بشی یا پسملی فقط بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.اگه دوقلو هم بشی که چه بهتر ...
20 آذر 1391

4 هفتگی نینی

سلام خوشمل مامانی تا هشتم میرم تو 5 هفتگی هنوزم باورم نمیشه به دکی گفتم کی برم سونو گفت هفته11 ولی باید زودتر برم صدا قلبتو بشنوم امروز میرم پیش یه دکی جدید صبح دوباره از دادم بتات182 شده مامانی خیلی خوب شده زندگیم دیروز با بابایی رفتیم برا مامانی لباس و بالش بارداری خریدیم همش به خاطر اینکه تو راحت باشی مامانی این روزا اشتها نداره ولی وقتی یاد تو میافتم که گشنته مث خرس میخورم جیگملمممممممممممممممممم الهی فدات بشم من که اینقدر دوست دارم ...
18 آذر 1391

ده هفتگی جیگر مامان

سلام به روی ماه کوچولوی نینی نازم ماشالله هزار ماشالله هررروز داری بزرگتر میشی عزیزم شنبه وقت دکتر دارم تا همه چیزمو چک کنه تا مطمئن شه هردوسالمیم فردا و پس فردا هم بعلت آلودگی هوا دانشگاهها تعطیل شد .چون مامانی امتجان داشت با شنیدن این خبر ذوق مرگ شد .بابایی هرروز بهت ابراز عشق و علاقه میکنه نینی جونم هرروز برات اهنگ شاد میزارم چون گوشات کاملا رشد کرده اهنگ وبلاگ خاله الی خیلی قشنگه فکر میکنم تو هم اونو خیلی دوس داری.تصمیم گرفتم از هفته دیگه برم دنبال خرید سیسمونی برات الهی فدات شم من تمام زندگیمممممممم ...
16 آذر 1391

هشت هفتگی نینی جونم

سلام عخش مامانی ورودتو به هشت هفتگی تبریک میگم انشالله تا نه ماهگی همرو با موفقیت پشت سر بذاری نینی جونم دیشب تولد بابایی بود براش کیک درستیدم امروزم از طرف خودم و تو میریم براش هدیه میخریم انشالله سال دیگه سه تایی جشن میگیریم اونم تو خونه ی خودمون هورااااااااااااااااااااا الان دل مامانی درد میکنه ولی خوشحالم میکنه چون میدونم تو داری رشد میکنی راستی چند تا خاله ی مهربون داری خاله درسا خاله نازی خاله سوگند خاله تهمینه خاله هما خاله حسنا..... تو این ماه خاله سوگند و خاله تهمینه با من مامان شدن .نینی بقیرو هم صدا کن تا زود بیان همبازیت بشن جیگملم اینو بدون خیلی دوست دارم همه تار و پودم ...
16 آذر 1391